شیرین زبونی
سلام پسر نازم امید وارم همیشه سالم و سر حال خوش و خرم باشی و جاودانو مث خورشید پایدار و گرم
چند روزه بعد از خستگی کار روزانه میام برات تایپ مطالب میکنم همش یهو دستم میخوره پاک میشه الانم اومدم تموم کنم نمیدونم چی شد بازم پر شد![]()
خلاصه عزیز دلم به عشق تو دارم مینویسم آخه:

خیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی
دوســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
داااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارم

چند روز پیش ۲ تا کار جالب ازت دیدم حیفم میاد که ننویسم
اولیش اینه:
ظهر بود و من داشتم تو آشپز خونه کار میکردم که یهو اینطوری صدام کردی که:" کجایی مامان کارت دارم"
chojayi maman?chojayi ?kaet daam akhe?
وقتی که جوابت رو دادم که اینجام اومدی گفتی:"قایم شدی مامان؟"
daem shodi maman? البته با خنده ی ملوس و کودکانه
وکارتم این بود که بیام جناب عالی رو که سوار بر کامیونت که بابابزرگت برات خریده رو بکشم البته اینطوری گفتی:
maman iya mano etesh







دومیشم اینه:
یه روز طبق معمول مشغول کار بودم که داد ت رفت بالا کهصدام میکردی ولی حرفات نا مفهوم بود
amaman , tomaaaaaaaaaach, maman tomach
فوری دویدم پیشت گفتم چی شده پسرم؟دیدم دراز کشیدی دستت رو گذاشتی زیر کمرت مثلا" نمیتونی درش بیاری
الهی قربونت برم عزیزم
گفتی:" کمک مامان دستم گیر کرده در بیار ".
tomach maman .da stam di e tade .da byar
منم با هزار مکافات
دستت رو از زیرت در اوردم و اون قیافه ی محزونت باز خندید
ای شیطون این بازیها رو از کجا یاد گرفتی ؟
در آینده هنر پیشه خوبی خواهی شد اگه کارات رو ادامه بدی











شیرین زبونی
